سفال

 

در زبان گیلکی به گِل پخته شده “سوفال” گویند.

با توجه به کشفیات و قدمت ظرف های سفالینه در مارلیک، املش، تالش و دیلمان جای هیچ شک و شبهه ای برجای نمی ماند که مردمانی در این مناطق ساکن بودند که اقلام ضروری و ابتدایی زندگی خویش را از گِل می ساختند و یا به صورت تفننی مجسمه هایی حیرت انگیز و زیبا به رنگ های سیاه و صیقلی را با کاهش اکسیژن در هنگام پخت تولید می کردند.

پروفسور اِگامی (egami)، کاوشگر محوطه دیلمان ، سازندگان سفال خاکستری را اقوام شمالی می داند و چنین می گوید: ” این قوم ده تا دوازده سال قبل ] از میلاد[ در این منطقه زندگی می کردند و پس از سپری کردن مسیر طولانی در دشت های جنوبی البرز و سپری کردن دوران منقوش خالق سفالینه های سیاه رنگ داغ داری بودند که در قیطریه، خوروین، مارلیک و املش به شکل مشابه به دست آمده است.”

سومی گِلاک هم در ارتباط با اعجاب آفرینی هنرمندان اسالم که حافظ هنر سفال سازی اجدادشان بودند می نویسد: “بسیاری از آنها همانند آثار باستانی است، چندان که در بازار عتیقه فروشان تهران مایه اشتباه  و گمراهی می گردد. برخی از کاسه های ساخت آنان همچون آثار عصر آهن محلی لبه های اریب و برخی دیگر لبه های اریب خاص ظرف های دوره اشکانی دارند.”

زنان و مردانی که صنعت سفالگری پیشه نموده بودند، سفالینه ها را برای مصرف به غیر از ساخت سقف های سفالی به سه گونه می ساختند: ۱- آبخوری که کف آن صاف بود ۲- کاسه یا قدح برای خوردن غذا ۳- دیگ برای پخت و پز و نگهداری غذا.

هرکدام از این افزارها در گیلان با نام های گوناگونی ساخته می شد و گاه برای تنوع، رنگ آمیزی می گشت و اغلب به این سفال ها رنگ سبز (به دلیل بی ضرر بودن) می زدند. (عده ای تصور می کنند که استفاده از رنگ سبز بر روی سفالینه ها نشأت گرفته از طبیعت گیلان است، حال آنکه تحقیقات نگارنده از سالخوردگان منطقه نشان می دهد که سفالگران تنها می توانستند رنگ سبز را به گونه ای بسازند که بی ضرر باشد و پس از جدایی از جداره ها و هنگام مخلوط گشتن با غذا، به بدن آسیبی نرساند. متأسفانه از طریقه ساخت آن در قدیم و مواد به کار رفته در آن اطلاع دقیقی در دست نیست. امروزه رنگ های به کار رفته در سفالینه ها متشکل از ترکیباتی چون سُلف، سرب، توفال (ضایعات مس)، قلع و شیشه های خراب تلویزیون ها است، که رنگ سبز از ذوب شدن این مواد بدست می آید.)

سال ها قبل در تمامی نقاط گیلان نظیر سیاهکل، آستانه، لنگرود، رامسر، آستارا، فومن، شفت، تالش و… به خصوص اسالم که به جهت وجود گِل مرغوب و به کارگیری گِل های کهنه و خوب شستشو دادن گِل توسط کوزه گران از کیفیت بی نظیری برخوردار بود و طرفداران بی شماری در اقصی نقاط ایران داشت. ساخت سفالینه هایی که اغلب بدون لعاب بود رواج داشت، اما امروزه به دلیل ورود دیگ ها و ماهیتابه های غربی رنگارنگ، افزارهای سفالی ارزش خویش را از دست داده و تولید آن به فعالیت چند زن سالخورده در این خصوص محدود گشته است و در حال حاضر این سفالینه ها تنها در روستای جیرده از توابع فومنات (شفت) و روستای املش، چوشل از توابع آستانه تولید و رنگ آمیزی آن در روستای خرطوم انجام می گیرد.

ناگفته نماند که این مطلب در مورد ظروفی چون گَمَج، نُوخُون، ماست گُوله ی، نرخِه و … صادق است وگرنه با پیشرفت صنایع ، کوزه گران و سفال سازان با خاک های رُس و منقوش و ترکیب کردنِ رنگ ها مطابق سلیقه های امروزی دست به ابتکارات تزیینی زده اند. آنان حتی برای سبک تر شدنِ ظروف با خاک رُس دیگ های سبکی به رنگ های آبی، آبی فیروزه ای، آبی نفتی، لاجوردی و سبز روانه ی بازار نموده اند.

کاربردها : انواع دیگ، کوزه، خمره (خُم)، گلدان، کوزه های قلیانی، جاشمعدانی، مجسمه ها، قوری، پیه سوزها، بشقاب، لیوان، شکلات خوری و …

منبع: کتاب صنایع دستی گیلان – فاطمه تهی دست
3 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به گفتگو ملحق بشید ؟
در صورت تمایل همکاری کنید !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *